مهلت پروانه ... :

 

سی بهار

مهلـــت پـروانـــــه را در راه دل دادن چه باک

جان خود در شعله شمعی بسوزاندن چه باک

کعبــه دل در طــواف عشق معنی مــی‌شود

زین سبــب ار بر در بتخــانه‌ها رانـــدن چه باک

سالک از بذل و مروت در عفاف و پوشش است

درمیان‌خلق، عریان‌می‌رود از‌خرقه‌پوشیدن‌چه‌باک

گرچه سودای جهان خواهی دلی را شاد کــن

رنــد دنیــا دوست را با سکــه نازیـــدن چه باک

خیر و شرت خالــق هستــی تماشـــا می‌کند

هـان! توکل کرده‌ای از لحظه آشفتــن چه باک

ســــی بهار از پیـــش چشمـــم دی گذشـــت

چون ندانی سر خلقت، حسرت ماندن چه باک

من نگویـــم شهرتــم بر هـــر سوار و عابــری

تا به مستی مـــی‌روم، آواره نامیــدن چه باک

/ 0 نظر / 9 بازدید